أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
186
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
كجى دارد . و نيز فاصلهء ميان دو شهر كه منزل به منزل در بيست و دو منزل آن حساب شود ، شصت و شش ميل است ، پس آن پنجاه و شش ميل و دو ثلث ميل از كجا پيدا شده است ؟ و اما رصد مأمون بدان جهت صورت گرفت كه وى در كتابهاى يونانيان ديده بود كه در ازاى يك درجه پانصد اسطاديا است ، و اين اسطاديا واحدى است كه يونانيان مسافتها را به آن اندازه مىگرفتند ، و چون مترجمان از اندازهء اسطاديا دانش درست نداشتند ، بنابر آنچه حبش از خالد مرورودى و گروهى از دانشمندان صناعت [ نجوم ] و ماهران در صنعت درودگرى و رويگرى روايت كرده است ، فرمان داد تا افزارهاى بايسته بسازند و جاى شايستهاى براى اين اندازهگيرى برگزيده شود . جايى از بيابان سنجار در نزديكى موصل را برگزيدند كه از مركز موصل نوزده فرسخ و از سرّ من رأى چهل و سه فرسخ فاصله داشت ، و هموارى آن را پسنديدند ، و افزارها را بدانجا بردند ، و جايى را معيّن كردند كه در آن ارتفاع نصف النّهارى خورشيد را رصد كنند . سپس از اين نقطه به دو گروه تقسيم شدند و خالد با دستهاى از زمينپيمايان و صنعتگران در سوى قطب شمال ، و علىّ بن عيساى اسطرلابى و احمد بن بحترى زمينپيما با دستهاى ديگر به سوى قطب جنوب به راه افتادند . هردو گروه چندان پيش رفتند تا به جايى رسيدند كه ارتفاع نصف النّهارى خورشيد ، علاوه بر تغيير ميل ، به اندازهء يك درجه تغيير پيدا كرده بود . در راه زمين را ذرع مىكردند و نشانههايى بر سر راه خود مىگذاشتند ، و هنگام بازگشت بار ديگر فاصله را اندازه گرفتند . هردو گروه به آنجا كه از يكديگر جدا شده بودند بازگشتند ، و در ازاى يك درجه را پنجاه و شش ميل بهدست آورند . و حبش مدّعى شده است كه اين گزارش را هنگامى كه خالد بر يحيى بن اكثم قاضى فرومىخوانده شنيده و به خاطر سپرده است . و ابو حامد چغانى نيز از ثابت بن قرّه بههمينگونه روايت كرده است ، و از فرغانى با دو سوم ميل افزودن بر ميلهاى ياد شده . و همهء حكايتها را با اين دو سوم ميل افزوده ديدهام ، و نمىشود گفت كه از